تبليغاتX
harry potter club

harry potter club

کلوپ هری پاتر

وزارت جادوگری

سلام

امیدوارم از مطلب زیر لذت ببرید که سهند جان ( شما بخونین سیریوس) تهیه کرده.

وزارت سحر و جادو دارای 10 طبقه می باشد که اولین طبقه بالاتر از همه و دهمین طبقه پایین تر از همه می باشد.مراجعه کنندگان عادی باید داخل باجه ی تلفن داخل خیابان بروند و با گرفتن شماره ی 62442 (magic)

و دادن بعضی اطلاعات جزئی در مورد کار و نامشان به صدای زنی که از داخل گوشی به گوش می رسد به سوی دهلیز (طبقه ی هشتم) راهنمایی می شوند.

از آن جا که هر کدام از شما جادوگران ممکن است روزی مجبور شوید یه وزارتخانه بروید دانستن این که چه سازمان ها و ادارات و قسمت هایی در آنجا قرار دارد بسیار مفید خواهد بود.

شایان ذکر است در این بخش از اصطلاحات و ترجمه های خانم ویدا اسلامیه استفاده شده است و توضیحات لازم در مورد اسامی در پرانتز ارائه شده اند.

وزارت سحروجادو

 

 

Ministery for Magic

 

طبقه ی اول:

 

در مورد این که در این طبقه چه چیزی هست اطلاع دقیقی در دست نیست تنها می توان حدس زد که در آن احتمالا افراد عالی رتبه و مهم وزارتخانه از جمله وزیر و معاونین و مشاورینش اقامت دارند.

 

طبقه ی دوم : سازمان اجرای قوانین جادویی

 

Department of Magical Law

Enforcement

 

این سازمان بزرگ ترین سازمان وزارتخانه می باشد و تمام 6 سازمان دیگر باید پاسخگوی این سازمان باشند البته به استثنای سازمان اسرار.

رئیس سازمان اجرای قوانین جادویی تا چندی پیش آملیا س. بونز بود که متاسفانه به دست اسمشو نبر به قتل رسید.هم چنین در گذشته بارتیموس کراوچ پدر نیز رئیس این سازمان بوده است.

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

اداره ی استفاده ی نامناسب از جادو:Improper Use of Magic Office

 

این اداره  به جادوهای غیر قانونی و افراد زیر سن قانونی نظارت دارد.هم چنین قسمتی در این اداره وجود دارد که تمامی جانورنمایان باید نام خود را در آن به ثبت برسانند.

رویس این اداره مافلدا هاپکرک می باشد.

مرکز/اداره ی کار آگاهان:Aurors Headquarters/Office

 

کار آگاهان افراد متخصص و ورزیده ای هستند که مسئولیت مبارزه با جادوی سیاه و اسمشو نبر رو دارند.رئیس ادراه ی کارآگاهان تا چند وقت قبل روفس اسکریمجیور بود که هم اکنون وزیر سحروجادو می باشد.معروف ترین کارآگاه وزارتخانه مودی چشم باباقوری بود که هم اکنون باز نشسته شده است.کینگزلی شکلبوت و نیمفادورا تانکس از جمله دیگر کارآگاهان می باشند.

خدمات اداری دیوان عالی جادوگری:Wizard's High Court Administrative Servises

 

اداره ی ثبت اشیاء افسون پذیر ممنوع: Registry of Proscribed Charmable Objects

 

جوخه ی اجرای قوانین جادویی:Magical Law Enforcement Squad

 

اعضای این جوخه مسئولیت دستگیری تبهکاران،متخلفان،و همین طور تا حدودی افراد مرتبط با جادوی سیاه را دارند و با کارآگاهان فرق دارند.

گروه ضربت ویژه:Hit Wizards

 

افراد ماهری هستند که برای جلوگیری از جرم و جنایت کار می کنند و از اعضای جوخه ی اجرای قوانین جادویی می باشند.این افراد از کسانی بودند که به جست و جوی سیریوس بلک می پرداختند.

اداره ی سوء استفاده از محصولات مشنگی:Misuse of Muggle Artefacts Office

 

این اداره به کار ناپسند جادوگرانی که اشیا و وسایل مشنگ ها را طلسم کرده و به آنها می دهند و بدین وسیله برایشان مشکل ایجاد می کنند،رسیدگی می کند.این اداره تنها 2 کارمند داشت که یکی پرکینز و دیگری آرتور ویزلی بود که البته در حال حاضر در قسمت دیگری از سازمان مشغول به کار است.

اداره ی شناسایی و مصادره ی جادوهای دفاعی و اسباب

 

حفاظتی تقلبی:Office for the Detection and Confiscation of Counterfeit Defensive Spells and Protective Objects

 

این اداره مسئولیت شناسایی و از بین بردن جادوها ، طلسم ها و اشیایی دارد که در ظاهر برای دفاع از خود در مقابل نیروهای شر هستند ولی در اصل قلابی و یا حتی خطرناکند و به دست مرگخواران ساخته شده اند.رئیس این اداره هم اکنون آرتور ویزلی می باشد که حدود 10 نفر زیر دست او کار می کنند.

 !به طبقه ی 10 مراجعه کنید...

 

طبقه ی سوم : سازمان حوادث و فجیع جادویی

 

 

Department of Magical Accidents and Catastrophes

 

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

کمیته(جوخه ی)رسیدگی به حوادث جادویی برگشت پذیر:Accidental Magic Reversal Squad

 

اعضای این جوخه مسئولیت مهمی در اختفای جادو و جادوگری دارند.برای مثال در حادثه ای که یک اژدهای سبز ولزی در یک ساحل فرود آمد افراد این جوخه کمک بسیاری در از بین بردن شواهد مشنگ ها از این ماجرا انجام دادند.هم چنین در زمانی که سیریوس بلک(در واقع پیتر پتی گرو)نصف خیابان را منفجر کرد اعضای این جوخه با تلاش فراوان قضیه را پایان دادند.

مرکز فراموشکاران(یا فراموشگران در کتاب 6):Obliviator Headquarters

 

فراموشگران متخصصین ماهر طلسم فراموشی هسند که در صورتی که مشنگ ها در مورد جادو اطلاع پیدا کنند آن بخش از حافظه ی آنها را پاک می کنند.از جمله ی فراموشگران می توان به آرنولد پیسگود اشاره کرد.

کمیته ی بهانه های مشنگ پسند:Muggle-Worthy Excuse Committee

 

طبقه ی چهارم : سازمان ساماندهی و

 

نظارت بر امور موجودات جادویی

 

Department for the Regulations and

 

Control of Magical Creatures

 

این سازمان پس از سازمان اجرای قوانین جادویی بزرگترین سازمان وزارتخانه می باشد که از بزرگ ترین مسئولیت هایش پنهان نگاه داشتن موجودات جادویی از چشم مشنگ ها و نگهداری و مراقبت از آنها می باشد.این سازمان هم چنین مسئولیت نظارت بر تولید مثل موجودات و همین طور ورود و خروج موجودات جادویی از کشور را بر عهده دارد.از اعضای این سازمان آموس دیگوری می باشد.

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

اداره ی گمراه سازی:Office of Misinformation

 

1.بخش آدمیزادگان:Being Division

 

       خدمات پشتیبانی از گرگینه ها:werewolf support services

       اداره ی ارتباطات اجنه:goblin liaison office

2.بخش جانوران:Beast Division

 

       اداره ی ارتباطات سانتورها:centaur liaison office

       واحد شکار گرگینه ها:werewolf capture unit

       اداره ی ثبت اسامی گرگینه ها:werewolf registery

       اداره ی نقل و انتقال جن های خانگی:office of house elf relocation

       اداره ی پژوهش و مهار اژدها:dragon research and restraint bureau

   کمیته ی انهدام موجودات جادویی خطرناک:committee for the disposal of dangerous creatures

       اداره ی مشاورین دفع آفات:pest advisory bureau

3.بخش ارواح:Spirit Division

 

 

طبقه ی پنجم : سازمان همکاری های

 

جادویی بین المللی

 

Department of International Magical Co-operation

 

رئیس این سازمان تا چندی پیش بارتیموس کراوچ پدر بود که به طرز مشکوکی به قتل رسید.از سال 1995 تا     1996 نیز پرسی ویزلی کارمند این وزارتخانه بود.

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

هیئت استاندارد های بین المللی بازرگانی جادویی:International Magical Trading Standards Body

 

اداره ی قوانین جادویی بین المللی:International Magical Office of Law

 

کنفدراسیون بین المللی جادوگران،بریتانیا:International Confederation of Wizards,British Seats

 

طبقه ی ششم : سازمان حمل و نقل جادویی

 

Department of Magical Transportation

 

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

اداره ی(ناظران،متصدیان)شبکه ی پرواز:Floo Network Authority

 

این قسمت بر شبکه ی پرواز نظارت دارد و تمام شومینه های خانه های جادوگران را تحت نظر دارد.خانم اجه کومب در این بخش کار می کنند.

اداره ی رمزتاز:Portkey Office

 

اعضای این بخش بر ساختن رمزتاز نظارت دارند چرا که ساختن آن بدون مجوز از این بخش ممنوع می باشد و هم چنین اعضای این بخش رمز تازهای مورد نیاز را آماده می کنند.برای مثال در فینال جام جهانی کوئیدیچ باسیل مسئول ساخت و تنظیم رمز تاز تپه ی استاتزهد بود.

اداره ی نظارت بر جارو:Broom Regulatory Control

 

مرکز آزمون غیب و ظاهر شدن:Apparition Test Centre

 

افرادی که به سن 17 سال می رسند باید زیر نظر اعضای این قسمت آموزش ببینند و سپس انتحان غیب و ظاهر شدن بدهند تا توانایی ان را در صورت قبولی در امتحان کسب کنند.

ماشین های وزارتخانه:Ministery Cars

 

طبقه ی هفتم : سازمان ورزش و تفریحات جادویی

 

Department of Magical Games and Sports

 

رئیس این سازمان در حال حاضر لودوویگ بگمن می باشد.

بخش های مختلف این سازمان عبارتند از:

ستاد مرکزی یاشگاه های کوئیدیچ بریتانیا و ایرلند:British and Irish Quidditch Leagues Headquarters

 

انجمن (رسمی) تخته سنگی:Official Gobstone Club

 

اداره ی ثبت اختراع های مضحک:Ludicrous Patents Office

 

طبقه ی هشتم : دهلیز

 

the Atrium

 

دهلیز محل غیب و ظاهر شدن کارکنان وزارتخانه و اولین جایی است که بازدیدکننده ها ابتدا به آن می روند.در دهلیز همین طور میز امنیتی که چوبدستی و لباس بازدیدکننده ها را بازرسی می کند وجود دارد.حوض برادران جادویی نیز که تمام پول های درون آن به بیمارستان سوانح و بیماری های جادویی فرستاده می شود نیز در دهلیز قرار دارد.

 

طبقه ی نهم : سازمان اسرار

 

Department of Mysteries

 

 

طبقه ی دهم:

 

طبقه ی دهم تنها طبقه ای است که آسانسور به آن نمی رود و باید با استفاده از پلکان انتهای طبقه ی نهم به آن رسید.در این طبقه بخش دیگری از سازمان اجرای قوانین جادویی یعنی ویزنگاموت قرار دارد.ویزنگاموت Wizengamot  دیوان عالی قضایی جادوگری می باشد که ریاست آن با آلبوس دامبلدور و از اعضای آن در زمان حال و گذشته  می توان به کرنلیوس فاج ، دولورس آمبریج ، پرسی ویزلی ، گریزلدا مارچ بنکز و تیبریوس اوگدن اشاره کرد.دادگاه شماره ی 10 در همین طبقه قرار داد که جلسات دادگاه مرگخواران و طرفداران ولدمورت در آن برگزار می شود.

 

 

این بود راهنمایی مختصر بر وزارت عظیم سحر و جادو.

از همه خواهشمندم اگر نکته ای جا افتاده است حتما آن را بوسیله ی پست جغدی به بخش اطلاع رسانی در دهلیز ارسال کنید.با تشکر.

تمام حقوق این نوشته مخصوص وزارت سحر و جادو بوده و استفاده از آن به هر نحو(کپی برداری،استفاده در سایت و وبلاگ و ...)تنها با ذکر لینک وبلاگ هری پاتر 1-7(که با ما درباره ی انتشار این راهنما همکاری کرده)بلامانع می باشد.

در ضمن توجه داشته باشید که استفاده ی غیر مجاز از این راهنما شما را به وحشتناک ترین طلسم های جادویی دچار می کند.با تشکر

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/14ساعت   توسط سیریوس بلک  | 

چند ورد

َAccio(افسون جمع آوری):در زبان لاتین به معنای فراخوانی٬دعوت و احضار است.

avadakedvara
(نفرین کشتن):عبارتی به زبان آرامی و به معنای ویران کردن است.

Expelliarmus
(ورد خلع سلاح):لغتی لاتین که از دو جزء to expel به معنای بیرون کردن و arma به معنای اسلحه تشکیل شده است.

Lumos(وردی برای بیرون آمدن نور از چوبدستی)
:از Lumen که در زبان لاتین به معنای نور است.Lumminous هم در زبان انگلیسی به معنای ساطع کردن نور است.

veritaserum(معجون حقیقت):veritas در زبان لاتین به معنای حقیقت و راستی و serum هم نوعی معجون است.

Stupfey(افسون بیهوشی):Stupfey در انگلیسی یعنی گیج کردن،بی هوش و بی حواس کردن.

Sonorus(وردی که برای تقویت کردن یک صدا به کار می رود؛درست مثل یک بلندگو):Sonorus در زبان لاتین یعنی صدای بلند.

Riddikulus(وردی که یک نفرین را به شکلی خنده آور تغییر می دهد...مثل لولوخورخوره ها...!):از کلمه Ridiculous به معنای مضحک،چرند و مزخرف اخذ شده است.

Reducio(افسون آب رفتن و منقبض شدن):Reduce در زبان انگلیسی یعنی کوچکتر ساختن.

Patronus(ورد دفاعی دیوانه سازها):در زبان لاتین به معنای پشتیبان است.

Diffindo(جادویی که هری از آن برای از هم شکافتن کیف سدریک استفاده می کند):از کلمه لاتین  Diffundo گرفته شده که به معنای پراکندن و جداکردن است.

Densuageo(وردی که مالفوی از آن برای دراز کزدن دندان جلویی  هرمیون استفاده می کند):از دو کلمه لاتین Dens به معنای دندان و Augeo به معناب بلند کردن اخذ شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط سیریوس بلک  | 

باز هم ویدا اسلامیه

ویدا اسلامیه با ترجمه ی جلد سوم هری پاتر شروع کرد.حالا یک جورهایی مترجم رسمی غیر رسمی هری پاتر شده.حداقل بیشتر هری پاتر خوان ها با وجود ترجمه ی کامل دیگر در بازار حاضرند صبر کنند٬ترجمه ی دو قسمتی او به تدریج و قسمت به قسمت به بازار بیاید.
مهمترین ویژگی ترجمه های او اصرارش به پیدا کردن معادل های فارسی است.معادل هایی که بیشتر قانع کننده و مورد قبول هستند.مثل مشنگ برای ماگل که هم از نظر معنایی و هم آوایی معادل مناسبی است و حالا برخلاف سرنوشت بقیه ی معادل ها٬جای خودش را بین هری پاتر خوان ها پیدا کرده٬مصاحبه را بخوانید.

*خب ٬خانم اسلامیه٬متولد ٬۱۳۴۶فارغ التحصیل در رشته ی مترجمی زبان دانشگاه آزاد٬برویم سر اصل مطلب چی شد رفتید سراغ هری پاتر؟

خیلی اتفاقی بود٬با مدیر انتشارات «کتابسرای تندیس» آشنا بودم و برای اولین کارم ایشان کتاب هری پاتر را به من معرفی کردند.با این که اصلا اسم کتاب را نشنیده بودم٬خواندمش و خیلی خوشم آمد.

*در کتاب چی دیدید که خوشتان آمد؟

خیلی چیزها٬بیشتر از همه این که تمام کتاب پر از نکته های ریز بود٬نکته های روانشناسی و اجتماعی و سیاسی که برای آشنایی بچه ها بود و ...
در همان اولین کتابم «هری پاتر و زندانی آزکابان» اشاره های روانشناسی جالبی را دیدم.مثلا قسمتی داشت که شامل مبارزه با لولوخورخوره بود.لولوخورخوره در این داستان ترسی است که درون آدم ها است:از هر چی بترسی٬به شکل لولوخورخوره در میاید و روش مبارزه اش این است که نترسی و آن چیز را به صورت خنده دار در بیاوری.این درست مثل مبارزه با ترس هایمان در زندگی است.

*خب حالا از روش ترجمه یتان بگویید به خصوص در کتاب ششم٬چرا کتاب ششم را دو قسمت کردید؟

این را که دو جلد باشد فقط پیشنهاد کردم و ناشر هم قبول کرد.علتش هم این بود که کتاب اصلی قطع وزیری است.ترجمه ی یک خط انگلیسی برابر یک خط و نیم فارسی است:پس کتاب ششم می شود یک و نیم برابر.اگر دو جلدی میشد٬قطر هر کتاب کمتر بود و دیرتر ورق ورق میشد.
حالا نمی دانم در انتشارات هم بر اساس همین تصویب شد با چیزهای دیگر.

*به خاطر این نبود که جلد ششم زودتر بیاید؟

این نمی تواند اصل قضیه باشد:به هر حال می شود این جلد را پنج قسمت کرد و این کار شد.

                                                         

*ولی شما نه رقیب داشتید که بعضی هایشان کتاب را یک ماهه بیرون دادند و بقیه هم به رودی آن را چاپ می کنند؟

واقعیتش این است که من از همان اولین ترجمه٬کارم را کند و یواش یواش شروع کردم.آن موقع هیچ کس دیگری کتاب را ترجمه نکرده بود و این کار سختی بود که فی البداهه از این ور و آن ور دنبال ترجمه ی کلمه به کلمه و معادل اصطلاحات باشی.تازه برای هر کدام از جلدهای بعدی آن معادل ها یادم می رفت.من باید یک سری اسامی اختراع می کردم که بقیه مترجم ها وقتی ترجمه جلد ششم را شروع کردند٬این مشکل را نداشتند.به غیر از این یک نفره هم این کار را نمی کردند.

*مگر قرار است ترجمه گروهی هم باشد؟

شنیدم یک عده ترجمه ی گروهی می کردند.این هم تجربه ای بود که من نکردم.

*دوست دارید این طوری ترجمه کنید؟

چون جرئتش را ندارم نه!اگر بخواهد حواسم به هماهنگی یک گروه مترجم باشد٬خیلی بیشتر از کل ترجمه وقتم را می گیرد٬به هر حال یک تیم بودند و احتمالا توافق کرده اند که اسم یک مترجم روی کتاب بخورد.

*نظر ویدا اسلامیه درباره ی بقیه ی ترجمه ها؟

من اصلا از خانه بیرون نمی آیم!فقط برای کارهای ضروری٬حتی کتاب فروشی هم نمی روم که بقیه کتاب ها را یک ورقی بزنم.مرتب دارم کار می کنم.قسمت اول جلد ششم که تا چند روز دیگر به بازار می آید و قسمت دومش را دارم تمتم می کنم.بقیه کارها باشد برای بعد از این.

*وقتی نه ناشر دیگر همزمان با شما کار می کنند٬دچار استرس نمی شوید؟

مگر می شود که نشوم؟مخصوصا وقتی از کار استقبال شده٬این خودش فشار بیشتری روی آدم می آورد که حتما کیفیت کار کمتر نشود و این که من با «کتابسرای تندیس» کار می کنم و آنها هم یک گروه اند.وقتی پای یک گروه وسط باشد نمی توانم آنها را قربانی خودم کنم.برای مثال در ترجمه ی کتاب پنجم به خاطر فشار کاری هیجان ترجمه کمرنگ تر شد.هیجانی که از کتاب در من منعکس می شود در ترجمه های قبلی ام بیشتر بود.

*بین شش کتاب یکی را انتخاب کنید؟

همین کتاب ششم را.زیرا بسیاری از معماها در این کتاب حل می شوند و به خاطر جزئیاتش.

با آرزوی موفقیت برای خانم اسلامیه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط سیریوس بلک  | 

از چو چانگ

چطور قبول کردی که در نقش چو چانگ بازی کنی؟

پدرم بعد از اینکه آگهی  نقش چو چانگ رو در تلویزیون دید٬از من خواست که این نقش رو خوب بررسی کنم و این اتفاق کاملا تصادفی افتاد در روز شنبه٬که تنها روزی بود که پدرم در خانه بود و کار نمی کرد.
من نمی خواستم که شانس بودن در لندن رو از دست بدم و فقط انتظار داشتم که تجربه کسب کنم و این مثل یک سورپرایز بود که این نقش رو قبول کنم.رسیدگی به این مسئله که شامل نمایشنامه نویسی و انتخاب بازیگران میشد حدود دو ماه طول کشید.

  آیا  قبل از اینکه در این فیلم بازی کنی٬طرفدار هری پاتر بودی؟

من قبل از اینکه در این فیلم بازی کنم٬دو فیلم اول هری پاتر رو نگاه کرده بودم و سه کتاب اولش رو خونده بودم.و بعد از اون کتاب چهارم و پنجم رو خوندم.آلان هم ششمین کتاب « هری پاتر و شاهزاده دو رگه » رو تمام کردم که مانند همیشه خوش درخشید.

بزرگ شدن کودکان چینی در اسکاتلند چطور هست؟

با اینکه ما اقلیتی در اسکاتلند هستیم اما خیلی معمولی رفتار می کنیم و من مشکل خاصی با مسائل نژادپرستانه نداشتم و مانند دیگران زندگی می کنم.

شما از چه چیزهایی لذت می بری در اوقات فراغت که داری؟

من ۱۸ سالمه و در اوقات فراغتم خرید می کنم٬ گیتار و پیانو می نوازم٬آهنگ گوش میدم ٬لحظات خیلی خوبی رو در کنار خانواده و دوستانم سپری می کنم و کارهایی روانجام میدم که یک نوجوان معمولی دوست داره انجام بده!                                                    

فکر می کنی چقدر شبیه به شخصیت چو چانگ باشی؟

چو در کتاب پنجم یک شخصیت نمایشی است.او همیشه خیلی فعال هست و کوییدیچ بازی می کنه و به نظر می رسه که او در میان همشاگردی هایش مشهور باشه.من هم می تونم که یک شخصیت نمایشی باشم اما باید خودم رو طوری در نظر بگیرم که مثل چو چانگ فعال و مشهور باشم.

چه احساسی داشتی وقتی که به بازیگران فیلم هری پاتر اضافه شدی؟

در ابتدا ملاقات بازیگران خیلی باورنکردنی بود.اما ما کم کم با هم دوست شدیم به خاطر اینکه همه خیلی دوستانه برخورد می کردند و واقعا خوش برخورد بودند.

هنگامی که استراحت میکردید٬تو و بازیگران چه کارهایی رو  انجام میدادید؟

ما واقعا زمان زیادی رو با هم نمی گذراندیم برای اینکه در زمان استراحت٬ قسمت های مختلف فیلم نامه که مربوط به نقش مان بود رو مطالعه می کردیم.ولی وقتی با هم بودیم٬تفریح ما فقط این بود که با هم گفتگو می کردیم و بازی هایی رو انجام میدادیم که ما رو سرگرم می کرد.

آیا دنیل رادکلیف رو در این فیلم بوسیدی؟

من در این فیلم دنیل رادکلیف رو نبوسیدم.او تعداد زیادی هوادار دختر داره و حسادت آنها برای هر کس دیگری که بازیگر نقش چو میشدحتما پیش میومد بنابراین من آمادگی این رفتار آنها را نداشتم و من هرگز بر این موضوع تاثیر نگذاشتم.

آیا دوست داری که در فیلم های دیگر هری پاتر بازی کنی؟

 اگر چو بعد از کتاب پنجم٬در کتابهای بعدی حضور داشته باشه من دوست دارم در فیلم های دیگر هری پاتر بازی کنم که البته من فکر نمی کنم.امیدوارم صحنه های فوق العاده ای که در فیلم پنجم مربوط به نقش من هست رو احمقانه بازی نکنم.

برای آینده چه چیزی رو در نظر داری؟

چیزی رو الآن در نظر ندارم٬اما قطعا دوست دارم درس خوندنم رو ادامه بدم و در دانشگاه شرکت کنم.بازیگری یک شغل هست و من واقعا در این باره تا الآن فکر نکردم.اما من احتمالا این حرفه رو در آینده ادامه خواهم داد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط سیریوس بلک  | 

از فلور دلاکور

کلمنس پوئسی 22 سال سن داره و در منطقه ی ‌balle (بخشی از پاریس) زندگی می کنه.

پدرش در تئاتر مشغول به کار هست و پیش از این شغل و حرفه ی او به مدت 6 سال، در کنار دخترش  در فیلم ها و تلویزیون بود.او به زبان انگلیسی و فرانسوی خیلی  خوب مسلط است و در فیلم های فرانسوی و انگلیسی به راحتی بازی می کند.

 

چطور اتفاق افتاد که در نقش فلور انتخاب شدی ؟

 

من به روی یک طرح همراه بااستفان فنکینوس کار می کردم که انتخاب بازیگر مناسب برای نقش فلور دلاکور در فرانسه بر عهده ی او بود، او در فیلم هری پاتر و جام آتش خیلی پر مشغله بود و از من پرسید:اگر من علاقه مند  برای ایفای این نقش هستم، در آزمون بازیگری شرکت کنم . من نمی تونستم  باور کنم این اتفاق واقعاً افتاده بود، البته من فکر می کردم سنم برای این نقش کمی بالاست من به انگلیسی با آنها گفتگو کردم.

مدتها بعد مایکل نیوول  به پاریس آمد تا از برخی از دخترهای فرانسوی آزمون بازیگری بگیرد که من یکی از آنها بودم. ما صحبت کردیم و من برای آزمون بازیگری این نقش به لندن رفتم و در این آزمون موفق شدم.

                                                کلمنس پوئسی               

 

چه احساسی داشتی وقتی این موفقیت را بدست آوردی ؟

 

باور این موضوع هنوز هم برای من کمی سخت است. من فقط کارم را انجام دادم،من در این فیلم بودم و در مقابل زمینه ای جادویی( دکور) همراه با عوامل بسیار خوب  و استثنایی کار می کردم همراه با محیطی شاد و راحت. این فیلم برای من کا ملا متفاوت از چیزی بود که من قبلا بازی کرده بودم؛ من قسمتهای کمی از این فیلم را دیدم و احساس کردم  شخصیت  فلور دلا کور به صورت ناگهانی و نا آشنا برای من نبوده است.

مایکل نیوول  در این فیلم با بازیگران زن و مرد چطور رفتار میکنه ؟

 

او کار گردان بسیار دقیقی است . او دقیقا می داند که از شخصیت ها و داستان چه چیزی می خواهد . این بازی بزرگ و درعین حال جالبی برای اوست.
وقتی که مایکل نیوول در صحنه فیلم برداری حضور دارد ما خیلی می خندیم ولی وقتی داستان تاریک و غم انگیز میشود، رفتار مایکل واقعاً منو متعجب و غافلگیر میکنه،چون پس از فیلم برداری صحنه های عادی فیلم، من آمادگی این رو ندارم که خیلی جدی، در این صحنه های تیره بازی کنم.


وقتی شما در حال بازی هستید،تو خودت رو یک خواهر بزرگتر برای دنیل رادکلیف،اما واتسون و روپرت گرینت نمی دونی؟

بله درسته،من مادر بزرگ هستم(خنده)در ابتدا خیلی خنده دار بود،اینکه آنها از من می پرسیدند:" تو اینجا بدون مادرت اومدی؟" (خنده).من خیلی خوب تونستم با بقییه ی بازیگرها ارتباطی گرم و صمیمی برقرار کنم.گروه آنها فوق العاده و بسیار کامل است.آنها خیلی توانا هستند که می توانند با یکدیگر درباره ی هر موضوعی گفتگو کنند.بعد از هری پاتر دوست دارم مدتی استراحت داشته باشم.این رو واقعا صادقانه به تو میگم در خصوص اینکه هری پاتردر مدت 8 ماه تجربه ی جالب و خوبی برای من بود و تجربه ای که در این فیلم بدست آوردم برایم خیلی با ارزش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط سیریوس بلک  | 

سلام

سلام

محبور شدم وبلاگو عوض کنم اینم جدید ترین مصاحبه با خانم ویدا اسلامیه

ویدا اسلامیه فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان است. آخرین اثر او به عنوان مترجم هری پاتر و شاهزاده دورگه بود كه شهریور امسال توسط نشر تندیس روانه بازار شد و در مدت سه هفته به چاپ هفتم رسید، او تاكنون از مجموعه داستان‌های هری‌پاتر 5 جلد ترجمه و یك جلد ویراستاری كرده و به عنوان یك مترجم شاخص در ترجمه این آثار شناخته شده است.

از دیگر آثار اسلامیه می‌توان به رمان‌های خوابگرد (شارلوت آمسترانگ)، آواز سپیده دم (م‌ـ فونگ هو) ، خانه عقرب (نانسی فارمر) مترجم بیماری‌ها (جان پلامیری) و كتاب‌های روانشناسی چون مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش (گیل راونرز)، گفت‌وگو با خدا برای نوجوانان (نیل دانل والس) ، سفر به باغ مقدس (دكتر هنگ وسلمن) ، 365 روش برای آرامش جسم، ذهن و روح اشاره كرد.

چه‌طور شد كه به كار ترجمه روی آوردید؟

خب ، هم رشته تحصیل‌ام ترجمه بود هم كار ترجمه را هم دوست داشتم و هم اینكه اصولاً كتاب خواندن را خیلی دوست داشتم، گفتم بد نیست در این زمینه خودم را امتحان كنم.

اولین بار از كجا شروع كردید؟

خب، سال‌های 70 ـ 69 بود، كتابی از آگاتاكریستی به زبان اصلی خوانده بودم به نام قتل در آسمان. آن موقع از این نویسنده به زبان فارسی در بازار كتاب نبود، با خودم گفتم چقدر خوب است كه این كتاب ترجمه شود از یكی دوجا پرسیدم گفتند، مجوز نمی‌دهند. منهم شروع كردم برای دل خودم ترجمه كردن. به‌هرحال تا ترجمه كتاب تمام شد و آن‌را چند بار بازنویسی كردم دیدم از این نویسنده اثر به زبان فارسی به بازار آمده است، به‌هرحال به چند ناشر مراجعه كردم و بالاخره انتشارات میلاد قبول كرد كه آن‌را چاپ كند و این اولین كارم بود.

فكر كنم بعد از آن دیگر ناشرها به شما پیشنهاد كار می‌دادند؟

بله، البته این وسط یك شانس هم آوردم ارشاد یكسری كلاس‌های ویراستاری تكمیلی گذاشته بود ، در آن شركت كردم و برای كارم بسیار خوب بود.

چطور شد كه مجموعه ‌هری پاتر را ترجمه كردید؟

بسیار اتفاقی. پیشنهاد ناشر بود، خواندم از داستانش خوشم آمد، دیدم ارزش دنبال كردن دارد و تا به امروز طول كشید.

چه چیزی در ترجمه شما را خشنود می‌كند؟

من عاشق ترجمه هستم و كار با كلمات را دوست دارم و بعد آنچه در ترجمه بیش از همه دوست دارم این است كه حس كنم توانسته‌ام تمام تشبیهات، حس و حال، فضاها وحال و هوای شخصیت‌ها را به مخاطب انتقال دهم.

از مترجمان پیشكسوت كار كدام یك را دوست دارید؟

محمد قاضی، نجف دریابندری و در زمینه روانشناسی خانم گیتی خوشدل و دلارا قهرمان.

از كارهایی كه اخیراً ترجمه شده وخوانده‌اید به كدام یك علاقه داشتید؟

قورباغه را قورت بده كار خانم اشرف رحمانی و كوروش طارمی.

كار بعدیان چیست؟

كتابی زیر چاپ دارم به نام 101 راز برای ازدواج موفق نوشته لیندا و چارلی بلوم كه قرار است توسط نشر علم روانه بازار شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/11ساعت   توسط سیریوس بلک  |